بیوگرافی علی اکبر کهربائی

 

 

 

بیوگرافی علی اکبر کهربائی
عمر ما در گرو یک مژه برهم زدن است

 

 

لحظه‌های زندگی ، به سرعت سپری می‌شود ، رویداد‌های  تلخ و شیرین می‌گذرند و امکان برگشتن به عقب و تجدید و دیدار با لحظه‌های  گذشته و خاطرات زندگی ممکن نیست ، مگر به کمک عکس ، آری تمام عکس‌هایم ، خاطره انگیز است وهمیشه گفته‌ام‌: یک عکس خوب گویا تر از هزار نامه‌است . 

 

متولد سال  1325 شهرستان  شبستر ، دیپلم ادبی دارم .از سال 1345 در مطبوعات و مجله‌ها به عنوان عکاس و خبرنگار مشغول به کار  شدم. ناگفته نماند در سال 1346 در مجله رادیو ایران نیز همکاری کرده‌ام  و درهمان سال با استاد اسماعیل خان مهرتاش آشنا و از تجربه‌های هنری ایشان بهره مند شدم و آموزش موسیقی و بازیگری را در کلاس‌های ایشان گذراندم و با موفقیت به پایان رساندم . در ضمن قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی با چند سازمان تبلیغاتی از جمله کاسپین همکاری داشتم و نخستین کسی بودم که اسلایدهای گرافیک را برای تلویزیون ملی ایران ساختم و در نمایشگاه بین المللی آسیا 1969 به عنوان بهترین عکاس در روزنامه اطلاعات آن زمان معرفی شدم . چندین سال به عنوان خبرنگار و عکاس همکاری تنگاتنگی با مطبوعات  پیشین مانند  مجله‌های  روشنفکر  ، مرد مبارز ، سپید و سیاه ، امید ایران ، روزنامه‌ی  اطلاعات و چند نشریه دیگر داشتم و به پشتوانه‌ی برخورداری از ذوق هنری خود ، هم اکنون نیز همکاری همه جانبه یی با نشریه‌های گوناگون  از جمله مجله‌ی  همسر ، آیینه‌ی  زندگی ، ایام ، خانه و خانواده ، پشت صحنه و روزنامه هدف دارم

 

خاطرات زیادی از قبل و بعد از انقلاب از اهل هنر به ذهن دارم که اگر گفته شود مثنوی هفتاد من خواهد شد.

 

 از سال‌ها پیش ، به عنوان خبرنگار ویژه مجامع و محافل هنری و ورزشی وهمچنین عکاس هنرمندان ، ورزشکاران و انجمن‌های ادبی و فرهنگی شناخته شده‌ام .

 

 پیش کسوتان هنر ، همیشه به من لطف بیش از اندازه داشته و دارند ، ارزش کارهای هنری‌ام را با معیارهای هنری سنجیده و لوح‌های تقدیر گوناگونی مرا مورد تشویق قرار داده اند، از آنان سپاسگزارم و فروتنانه می‌گویم که چنین عنوان‌هایی مافوق توانایی‌های من است و همیشه خود را یک شاگرد کوچک مکتب هنر دانسته ام.

 

 

 

 از سال‌های جوانی ، نیمچه احساس و سرسوزن ذوقی داشتم و در مواقعی که از شادمانی یا اندوهی انباشتــــه می‌شدم ،یا چیزی می‌دیدم که برانگیخته‌ام می‌کرد ، اندیشه‌ها و دغدغه‌هایم را با خود زمزمه می‌کردم و گاهی نیز ، احساسم را بر سطر‌های خسته کاغذ می‌ریختم ، که بخشی از آن‌ها ، طی سالیان گذشته در نشریه‌های مختلف چاپ شده ، ولی تاکنون ، هرگز ذوق جمع آوری آن‌ها و انتشارشان به صورت کتابی مستقل را نداشته‌ام . تا این که اصرار و تشویق عده‌یی از دوستان هنرمندم ، به ویژه پرفسور سید حسن امین ، دکتر باهر ، دکتر بادکوبه‌ای ، دکتر محسن فرشاد ، تیمسار شاه زیدی، محمد پور ثانی، سرکارخانم واله کردستانی ، سرهنگ هوشنگ وزیری ، نصیری فر ، ادیب برومند ، مهندس جعفر صابری و استاد نجم الدینی باعث شد تا هرچند چنین کاری مغایر طبع و مخالف انتظارم است ، بخشی از آن‌ها را گزینه کردم ودر این دفتر چاپ نمودم و سرمایه هنری ام را مدیون این بزرگواران هستم.

 

   پیش کسوتان هنر ، در این باره چنین گفته‌اند استاد محمد پور ثانی طنز پرداز و نویسنده توانا گفته در حال حاضر با وجود صدها عکاس و فیلم بردار ممتاز هنرمندان مجامع هنری تجلیل و تقدیر از ایشان باید باشد و سرکار خانم دکتر سیمین بهبهانی شاعره توانا گفته است امیدوارم سالیان دراز جامعه هنر و فرهنگ دوستان از وجود ایشان بهره مند شوند وجودشان موجب برکت و شکوفایی هنر می باشد . استاد سخن منوچهر آتشی شاعر ، هنرمندی که ذوق و طبع عکاسی او سر آمد است و بس، پرفسور سید حسن امین ، نوشته‌ی کتاب حاضر که یاد نامه‌ی هنری کهربائی سالهای زندگی پربار و هنرمندانه اوست شکی نیست که خود می‌بوید و تعریف و توصیف هیچ عطاری نیست .

 

در آخر باید بگویم که در ماندگاری هنر وهنرمند، در کارهای خیر هم تلاش فراوانی کرده‌ام .به ویژه تشکیل تیم هنرمندان که فقط برای کارهای خیر وکمک به نیازمندان جامعه  صورت  پذیرفت و می‌کوشند تا مرهمی بر زخم‌های دل نیازمندان آبرومند بگذارند .

 

در خاتمه به سروده دوست عزیزم سرهنگ معینی اکتفا می‌کنم. 

 

گر خدا خواهی ز خودخواهی گذر رو به نیکی کن رها از شور و شر


اساس هستی بر پایه‌ی عشق استوار است . " فروتنی نشانه بزرگی است "

بااحترام علی اکبر کهربائی
عکاس و خبرنگار ویژه‌ی هنرمندان
مولف دفاتر شعری " کوچه بی عبوردلتنگی و گلزار عاشقان "

 

 

 

 

You have no rights to post comments