معرفی اجمالی چند شاعر برگزیده ی کرد

معرفی اجمالی خداوندگاران شعر وادب کردی
حضرت نالی
در سال2499 بود که شهرشهرزور (سلیمانیه) نوید به دنیا آمدن پسری را داد که بعدها اورا امپراطور مسلم شعر کردی لقب دادند.نام وی خدر بود وبعدها در شعر نالی تخلص می کرد.درباره تخلص وی نظرات گوناگونی وجود دارد که ازجمله مصحح ودانشمند بزرگ کرد ملا عبدالکریم مدرس است که نالی رامنسوب به نی می داند که نی درزبان کردی با لفظ نال به کار برده می شود .نالی برای کسب معارف وتحصیلات به شهر های قره داغ،سلیمانیه ،مهابادوسنندج رفته واز مریدان مولانا خالد نقشبندی است.وی درسال 2535بعد از سفر حج به شهر استانبول کوچ میکند واز نزدیکان احمد شاه بابان می شود که خود از ادب پروران کرد به شمار می رود.نالی شاعری است به سه زبان فارسی،عربی،وترکی هم شعر سروده است.اشعار وی مسلماً از نمونه های اعلای شعر کلاسیک کردی می باشد .نالی در میان شاعران ایرا ن زمین شیفته کلام حافظ بود و فکر واندیشه حافظ برشعر وی سایه انداخته بود.یکی از استادان شعر کردی درباره نالی می گوید:کاش در همه خانه ها یک دیوان شعر نالی در زیر کتاب قرآن قرار داشت که خود گواه بزرگی این شاعر کرد است.وی در2553سال در شهر استانبول دارفانی را وداع گفت ودر کورستان ابو ایوب انصاری به خاک سپرده شد.
آن زلف مشک بار بدان روی چون نگار
گر کوته است ، کوته ی از وی عجب مدار
شب در بهار ميل کند سوی کوتهی
آن زلف چون شب آمد و آن روی چون بهار
هه ژار
عبدالرحمان شرفکندی متخلص به هه ژار فرزند حاج ملا محمد در سال2622 کردی در شهر مهاباد ستاره زندگیش شروع به درخشیدن کرد او خواندن ونوشتن را از حجره های مساجد کردستان شروع کرد .اما جریانات سیاسی سبب شد که در بیست وچهار سالگی آواره شهر عراق شود .بعد از چند سال به طرف لبنان رفت.ودو سال در آنجا اقامت کرد وبعد از آن به سوریه رفت هنگامی که نظام پادشاهی در عراق از بین رفت.هه ژاربه عراق آمد وبا ملا مصطفی همدیگر را ملاقات کردند .در سال2675 به ناچار همراه با بارزانی به طرف ایران می آید.او زبان های عربی قبل از اسلام لهجه های عربی عراق،سوریه،ولبنان،ومصر وزبان ترکی استانبولی وآذری وفارسی وکردی را به خوبی می دانست.اومردی بسیار خستگی ناپذیر بود وهیچ گاه دست از تحقیق برنداشت اودر سال2691 درشهر کرج دارفانی را وداع گفت.
بیکه‌س
نامش فایق فرزند عبدالله بیگ در سال1905 دیده به جهان گشود.اوشاعری آزادی خواه بود که کمترین ترسی در دل نداشت.وهرگز به دنبال شهرت ومقام خود را سرگردان نساخت .وزندگی وشعرش را در خدمت مردم قرار داد اوغیر زبان های کردی،عربی وفارسی به زبان انگلیسی نیز مسلط بود.سخنان طنز آمیز وگفتار نغز بیکس در میان مردم سلیمانیه دها ن به دهان می گشت وتا امروز همچنان هم باقی مانده است. او دو بار در طول زندگی خود ازدواج کرد مرگ اولین زن خود درزندگی وی بسیارتاثیرعمیق می گذارد .اما از زن دومش صاحب پسری می شود که بعد ها شعر کردی رابه جها نیان معرفی می کنداوکسی جز شیر کو بیکه‌س نیست .

قانع
اگر بخواهیم زندگی پر از شکنجه67 قانع را بر روی کاغذ جاری کنیم کاری بس مشکل خواهد بود .ودر این سطور نخواهد گنجید.اودر سال1318 هجری قمری(ه.ق) دریکی از روستا های شهر سلیمانیه به دنیا آمد وهنوز40روز از عمرش سپری نشده بود که از نعمت پدری محروم می گردد.هنوز دو سال بیشتر عمر نکرده بود که مادر ش را از دست داد.شیوه شعری وی،نوعی دلداری مردم کرد است.که از زبان یک شاعر رنجیده جاری می گردد. قانع تا زنده بود برای مردم زندگی کرد ودر زندگی دنیا جز رنج چیزی نیندوخته بود.او نیز مانند تنی چند از شاعران شاخص کرد در زبان وادبیات کر دی تاثیر گذار ودارای نوعی سبک خاص در شعر کوردی می باشد.او در سال1385ه.ق دار فانی را وداع گفت.
وه فایی
در آسمان پر ستاره شاعران کرد یکی از روشن ترین شاعران میرزا عبدالرحیم وفایی است.او شاعری بسیار نازک دل وگویی سبکی را که در شعر فارسی هندی می خوانند،نمونه های اعلایش می تواند شعر وفایی باشد.عشق وتوصیفات طبیعت در وفایی نمود خاصی دارد به گونه ای که کمتر شعری از وفایی هست که از طبیعت تاثیر نگرفته باشد.او دیوان شعریش دو بخش است یکی به زبان کردی ودیگری به زبان پارسی است.حاسدان به او در دوران زندگیش تهمت عاشقی را داده بودند.اما وفایی آنها رابه پارسایی دعوت می فرمود سرانجام هنگامی که بعد از سومین سفرش از زیارت خانه خدا در شام دار فانی را وداع می گوید روحش شاد.
سواره ئیلخانیزاده
این شاعر در سال 1316در روستای ترجان در حد فاصل بوکان وسقز پا در میان زندگی گذاشته ودر رشته ی حقوق موفق به اخذ لیسانس شده ودر سال1346در سازمان صداوسیمای ایران در بخش کردی مشغول فعالیت شد،ودر راه توسعه زبان وادب کردی تلاش بی وقفه ای نموده تادر سال 1354در سن 38 سالگی در تهران از دنیای فانی رخت بربسته وپیکرش در روستای حمامیانی از توابع بوکان به خاک سپرده شد.سواره به دو شیوه ی کهن ونو شعر گفته که حقیقت اشعارش سلیس وروان وزیبا وشور انگیز است وبا عبارات وواژه های زیبا وساده ی کردی قرین گشته است.همچنین از وی تعدادی نثر ارزشمند وداستانهای زیبای کردی به یادگار مانده است از آثار وی می توان به «خواب سنگی »«شب وگرگ ومیش »و... اشاره کرددر ضمن میتوان گفت او در تکامل شعر نو کردی نقش بسزایی داشته واز ادامه دهندگان راه شعری گوران (پدر شعر نو کردی)بوده است
هیمن
هیمن این شاعر بلند مرتبه یکی از ستاره های درخشان آسمان ادب کردی است که در سال 1300شمسی در روستای لا چین از توابع مها با د دیده به جهان گشود.اشعار هیمن سلیس وروان ،زیبا وشور انگیز است واحساسات هر کرد وطن دوستی را بر می انگیزد.هیمن در نوشتن داستان کوتاه دستی توانا داشته وچند جلد را از زبان فارسی به زبان کردی ترجمه کرده است.هیمن درسال1365درسن 65سالگی دارفانی را وداع ودر قبرستان مهاباد به خاک سپرده شد.ازآثار او می توان به یک دسته گل ویکدسته نرگس ،دیوان تاریک وروشن ناله ی جدایی،کوچگه خالی،وهمچنین ترجمه ی کتاب شاهزاده وگدا وتحفه ی مظفریه و...اشاره نمود.
گوران پدر شعر نو کردی
گوران یکی از شاعران بسیار والا مقام سده ی بیستم به شمار می رود که در سال 1282شمسی در حلبجه دیده به جهان گذاشت می توان گفت که گوران در کردستان پایه گذار شعر نو کردی با فکر تازه وبکر بوده است.گوران به جز زبان مادری به زبانهای فارسی ،عربی وانگلیسی نیزآشنایی فراوانی داشته واز ادب وهنر آن زبانها نیز تاثیر پذیرفته است.گوران ابتدا مانند شاعران پیشین با سبک کهن شعر گفته ولی بعداًاین شیوه را کنار گذاشته ودر فکر اندیشه ای تازه وانقلابی در شعر وادب کردی می افتد.او تقلید را کنار گذاشته وخود را اسیر قافیه ووزن شعری نکرده واز طبیعت زیبای کردستان بهره برده چون در مکتب طبیعت زادگاهش پرورش یافته وهرگز این وآن را مدح نگفته وتا آخرین لحظات زندگی سر افراز زیست

You have no rights to post comments