نویسندگان کرد

 پروفسور قانات کوردو (qanatê kurdo) درجلد (١) کتاب تاریخ ادبیات کردی چاپ ١٩٨٣استهکلم  در خصوص  معرفی شاعران و نویسندگان کلاسیک کرد به ترتیب و به  شرح ذیل آنها را اینگونه معرفی  کرده است :

حریری در سال ۴٠٠ هجری (١٠١٠ میلادی) در روستای حریر از توابع شمدینان استان حکاری ( جولة مرگ ) ترکیه امروزی دیده به جهان گشوده است .دیوان شعراوازمشهور ترین دیوان شعرکردی درجهان می باشد .و میتوان آنرا اولین اثر مشهور کردی نامید حریری در سال ۴٧٠ هجری ١٠٧٧ میلادی درهمان محل چشم از جهان بسته است
Ger hûn bibînin narê eşq Tenê li bom zarî dikin
Her kes bizanêt halê eşq Bi hîle dijwarî dikin

2- ملای باته ای ( 1417-1491)

نام اصلی او ملا احمد واهل باته روستایی از توابع حکاری( جوله مرگ ) می باشد . او در سال 1417 میلادی متولد شده واز شاعران و نویسندگان کلاسیک کردی محسوب می شود . او صاحب یک دیوان شعر و غزل مخصوص می باشد و یک مولود نامه با ارزش به زبان کردی ( کرمانجی ) از او به یادگار مانده که در اکثر نقاط کردنشین از آن استفاده میشود .هشتاد سال عمر کرده و سرانجام در محل زادگاهش چشم از دنیا بسته است .
QİBLEGEHA AŞİQAN

Subh û êvarê şeva tarî şemala kê yî tu
Leyletul Qedr û Berat in Nûrê mala kê yî tu
Çîçeka baxê Îrem şox bejn û bala kê yî
Bi Xwedê ke bêje min kanê şepala kê yî tu
Dêm kitêb e zulf e haşî şerhî xala kê yî tu

Dilbera gerden şefîfê daneya durra 'Eden
Nazik û mewzûn letîfê nexleya selwa çîmen
Gul lîbasê, gul qiyasê, gulenî gul pîrehen
Ahûya deşta Tetarî rehzena aska xuten
Horiya baxê bihuştê çav xezala kê yî tu

 

 

3- ملای جزیری ( 1644-1566)

شیخ احمد جزیری متولد ١۵۶۶ میلادی از عشیره کرد بُختی و از خاندان علم و فضیلت ، در شهر جزیر، متولد شده است. ملا احمد مشهور به « مه لای جه زیری » منسوب به جزیره ابن عمر واقع در ساحل رود دجله و نزدیک کوه مشهورجودی ( آرارات – جزیره بوتان ) و نیز ملقب به ( نیشانی( Nîşanî می باشد . مه لای جزیری در کنار زبان کردی بر زبانهای عربی و ترکی و فارسی نیز مسلط بود، زبان عربی را بخاطر آنکه زبان قرآن بود به آن اهمیت فراوان می دادند و در نظم و اشعار خود از آیات قرآن استفاده می نمود. مهمترین اثر وی دیوان ملای جزیری می باشد که بی شک در رتبه ی دیوان حافظ شیرازی است و در بلندترین جایگاه فصاحت و بلاغت قرار گرفته است که حتی غربی ها و از جمله مستشرقین روسی و آلمانی را نیز به اهتمام ورزیدن به این اثر بی نظیر واداشته است. با توجه به نقش ملای جزیری در ادبیات کردی شرح حال و اثار وی در فصلی جداگانه به آن پرداخت شده است .

۴- فقی تیران (١۵٩٠-١۶۶٠)

نام اصلی او محمد و محل تولدش قصبه موکس از توابع جولهمرگ می باشد . در سال ٧٠٢ هجری متولد ودر سال ٧٧٠ وفات نموده است . از مهمترین آثارعبارتند از :
1-ای آو و آو: ( ئه ی ئاو ئو ئاو ) : از 277 بیت تشکیل شده و توسط عبدالقریب یوسف در سال 1989میلادی در انتشارات الحوادث شهر بغداد به چاپ رسیده است .
2- شیخ صنعان : این کتاب نیز توسط خانم مارگاریت رودینکو در سال 1966جمع آوری ودر مسکو به چاپ رسیده است حکایت شیخ صنعان فقی تیران از 313 رباعی تشکیل شده است. 3- برسیس عابد: این قصه منظوم هم از 422بیت تشکیل شده است . 4- اسب سیاه (هه سبێ ره ش) 5- سیسبان (سی سه بان) 6- خان دمدم
اینک چند بیت از اشعار فقی تحت عنوان :
Bizan ko min yar ti wî
Dil ji birîndar ti wî
Ez kuştim yekcar ti wî
Çi bikim ko min yar ti wî
Bê dest û hem pa ti wî
Pir li min kubar ti wi
Ê b'xezeb xwendî ez im
Di qeyd û bendê ez im
Zencîr bi zendê ez im
Mistaqi rindî ez im
Aşiqê cindî ez im

5- سلیم سلیمان
سلیم در قرن ( ١۶-١٧ ) می زیسته وبه کردی شعر و غزل گفته است .داستان یوسف و زلیخا را به کردی (کرمانجی ) تالیف نموده است .این اثر او بصورت دستنوشته در کتابخانه پطرزبورگ موجود میباشد .سلیم سلیمان در دوره شرف خان بتلیسی بوده و از قول خودش مدتی در بند و اسیر امیر خیزان بوده است
سه لیم دل من سولیمانم
ئه سیری میری خیرانم

احمد خانی ( معاصر شیکسپیر )شاعر نویسنده و فیلسوف کرد در حدود سه قرن پیش می باشد . وی در استان حکاری به دنیا آمد اما در جوانی به شهر باییز ( هر دو در ترکیه امروزی ) رفت و در آنجا زندگی کرد .خانی به کردی عربی و فارسی مسلط بود .
آثار خانی عبارتند از :
۱- مم و زین :که شرقشناسانی همچون ژابا واسیلی نیکیتین سون و... این اثر را همچون شاهنامه کردی میدانند .این اثر به تمام زبانهای اروپایی ترجمه شده است .ماموستا هه ژار شاعر بزرگ کرد از مهاباد آن را به کردی سورانی برگردانده است .این اثر سالها پیش در انتشارات صلاح الدین ایوبی ارومیه در ایران چاپ شد .
۲- نوبهارا بچوکان : که یک اثر آموزشی برای کودکان می باشد .
۳- عقیده الایمان
شرح حال مفصل این شاعر برجسته نیز در صفحه ای جداگانه تقدیم شده است .
٧ - اسماعیل بایزیدی
اسماعیل بایزیدی از شاگردان احمد خانی بوده ودرسال 1065هجری دربایزید متولد شده ودر همانجا از فیض استادش بهره برده است .او لغت نامه ای تحت عنوان گلزار تالیف نموده است .این کتاب به زبانهای کردی (کرمانجی ) فارسی و عربی نگاشته شده است .تعداد زیادی شعر و غزل نیز از بایزیدی به یادگار مانده وسرانجام در سال 1121 هجری در بایزید رحلت کرده است .

٨ - مراد خان

 مراد خان در سال1105 در بایزید بدنیا آمده در غزل و شعر مهارت خوبی داشته اشعار او به صورت دستنوشته در کتابخانه پطرزبورگ موجود می باشد و در سال 1199در همان محل تولدش چشم از جهان فانی می بندد .

9- سیاهپوش

از تولد و مرگ او چیز چندانی در دست نیست ولی اشعار و غزلیات او سینه به سینه در بین مردم گفته شده واینک آثار ارزشمندسیاهپوش به صورت کتبی و شفاهی در بین مردم موجود می باشد
10 - خارس بتلیسی
خارس بتلیسی در سال 1758متولد شده تاریخ وفات و دیگر سرگذشت او معلوم نیست .دوتا داستان از به یادگار مانده :
الف ) یوسف و زلیخا . ب ) لیلی و مجنون

دیوان پرتو بیگ در سال 1976توسط صدیق بهاالدین آمدی در بغداد به چاپ رسید .از سر گذشت او اطلاع چندانی در دست نیست .ولی روایاتی وجود دارد که او دیوان خود را به احتمال زیاد در سال 1221 هجری (1802 ) نوشته است این گفته از سوی زکی امین و علاالدین سجادی تائید شده است .

١٢ - شیخ خالد ضیاالدین
شیخ خالد در طریقه نقشبندیه بود از کردهای سلیمانیه بوده و در سال 1242 هجری در شام چشم از جهان بسته است او شاعری متصوف و زبردست بوده و اشعار زیادی به زبان فارسی سروده است .
چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم
نه ته رسا مه یهودیان نه گبر و نه مسلمانم
نه بری ام نه بحری ام نه شرقی ام نه غربی ام
نه ئه ز چینم نه ئه ز هندم نه بلغار و نه ماچینم
نه ئه ز ملک عراقی مه نه ئه ز ملک خراسانم
نه ئه ز ئاوم نه ئه ز بامه نه ئه ز خاکم نه ئه ز آتش
١٣ - نالی (١٧٩٧-١٨۵۵)
ملا خدر فرزند احمد شاه ویسی متخلص به نالی در سال 1797در روستای قره داغ شهر زور ( شاره زور ) متولد شده است . برای کسب تحصیل در شهرهای مختلف از جمله شام؛سلیمانیه و استانبول مشغول تحصیل بوده و مدتی در معیت یکی از امرای کرد بنام احمد پاشا بابان بوده است اشعار و غزلیات بی نظیری از نالی به یادگار مانده که جزء زیباترین اشعار کردی به لهجه سورانی می باشند . این شاعر گرانمایه کرد در سال 1855 وفات و در قبرستان اباایوب انصاری در شهر استانبول به سپرده شده است .


١۴ - ملا قادر کویی ( ١٨١۵-١٨٩٧ )

حاج احمد کویی در سال ١٨١۵ میلادی درروستای گور قه رجی از توابع شهرستان کویه در کردستان عراق متولد میشود . نام پدر ملااحمد ملا صالح گه وه ری و نام مادرش فاطمه بوده است . او در یکی از اشعارش خودرا چنین معرفی می کند :باوکم ئه حمة د بو ناوی فکرم دیخة لقی لادی بو دایکی من فاتی
ترجمة :
پدرم احمد بود و نامش را بة یاد دارم اهل روستا بود و مادرم فاگی در کودکی پدرش را از دست می دهد ؛ و هنوز نه سالش نشده بود که بی مادر نیز می ماند . سرپرستی او را ملا احمد گنبدی برعهده می گیرد . ملا احمد گنبدی اورا به مدرسه می فرستد . و او بزودی تعالیم دینی را می آموزد و به شهرهای مختلف از جمله : کویه ؛ خوشناو ؛ سردشت ؛ مهاباد ؛کرکوک ؛ سلیمانیه ؛ هولیر و چندین شهر دیگر کردنشین هجرت و به کار ماموستایی ؛ تدریس و تحصیل می پردازد . در سال ١٨۵٠ به استانبول رفته ودر آنجا بعنوان معلم فرزندان بدرخان پاشا ( یکی از امرای کرد ترکیه ) انتخاب ومشغول بکار می شود . در آن خانه او کتاب مم وزین احمد خانی را می بیند و می خواند . بدین وسیله او با فلسفه احمد خانی آشنا می شود . او را بعد از خانی مشهور ترین شاعرملی میدانند . سرانجام در سال ١٨٩٧ در شهر استانبول وفات و در گورستان کاراجا احمد به خواب ابدی فرو می رود .

 


15- جگرخون (1903-1984)

جگرخون با اسم واقعی شیخ موس در سال 1903در روستای حصار از توابع ماردین کردستان ترکیه در یک خانواده فقیرمتولد شده است . پدرش حسن پسر محمود پسر علی می باشد ، او دردوران کودکی به کارهای چوپانی و گله داری مشغول بوده وخیلی زود پدرش را از دست می دهد . پس از مرگ پدر
نزد خواهرش آسی (آسیه ) به زندگی اش ادامه می دهد. سپس به عنوان طلبه وارد مدارس دینی می شود .جگرخون خیلی زود علوم دینی را نزد استاد عبید فرا می گیرد .واز خود او اجازه نامه ماموستایی را میگیرد . بارها به ایران و عراق سفر کرده و تا کنون پنج دیوان شعر از او به چاپ رسیده است .اشعار جگرخون با موضوعات : زندگی و آیین کردان ، ، عشق و محبت ، دوستی ، صلح و آشتی بین انسانها می باشد .آثاری درخصوص اندیشمندان، ادبا و علمای کرد ، تاریخ شعر و شاعری کردان نیزاز او به یادگار مانده است او در سال 1984 چشم از جهان فرو بست. . دیگر آثار اوعبارتنداز : زند – اوستا ، دیوان 5-a ، دیوان 6-a ، شفق ، دیوان 7a ، هیوی
چند بیت از اشعارش :
Cana xwe derîne tu ji pişta çeperê,
Perde tu hilîne, ku li min roj bê derê,
şevreş bike ronî, tu bi loks û fenerê,
Maçek ji du lêvan bide, ey lêv şekerê,
Ew e dermanê birînê û kul û derd û kederê ...

You have no rights to post comments