سرکار خانم مهرانگیز حاتمی

سرکار خانم مهرانگیز حاتمی


لیسانس علوم سیاسی دانشگاه تهران
فوق لیسانس روابط بین الملل دانشگاه تهران
دوره زبان و تاریخ در کالج های ادونتیست و مورلی در انگلیس
دوره راهنمای تور و مدیریت فنی در دانشکده علامه طباطبایی
کارشناس و دبیر ارشد خبر در معاونت سیاسی صدا سیما
مدرس و راهنمای گردشگری از سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری

 

ايران
قلب جهان


نگرشي گذرا به شکوفايي انديشه انساني در پيوند با دانش زمين و آسمان طي اعصار گذشته، نشان مي‌دهد ايرانيان چه سهم عمده و تعيين کننده‌اي در پيشبرد اين علوم داشته‌اند.
مکتوبات کهن چون ريگ ودا ، ايراني کهن (اوستا)، ايراني ميانه (پهلوي)‌و شاهنامه استاد طوس همه حاکي از آگاهي ايرانيان از کروي بودن زمين ، لايه لايه بودن و درون مذاب آن، پاره شدن و گسستن پوسته زمين ورستن کوهها از آن، کاني سازي زمين در چهارهزار سال پيش است. اين مهم در سده‌هاي 19 و 20 ميلادي در اروپا و آمريکا به اثبات رسيد. علم به اثر جاذبه ماه بر جانوران، گياهان، جزر و مد آبهاي زمين نيروي باد (گاز) بعنوان مسبب اصلي زمين لرزه که دو هزار سال بعد بنام ارسطو در نوشته‌هاي غربي به ثبت رسيد.
دانش آبشناسي و ويژگي آبهاي زيرزميني و ساختن کاريز با پيشينه 5-6 هزار ساله، شناخت قوانين حرکت زمين ماه، سيارات و ديگر پديده‌هاي آسماني چون ماه و خورشيد گرفتگي و تعيين آن قبل از وقوع، حرکت وضعي و انتقالي زمين دستاورد دانش ايرانيان به جهان در علوم زمين و آسمان بوده است.
در سفالينه‌هاي پيش از تاريخ، از تل باکون، شوش، موسيان، تپه کيا و سيلک، نمادهاي ستاره شناسي زيادي که با صورت‌هاي فلکي شناخته شده شباهت قابل توجهي دارند پيدا شده است که حاکي از آگاهي ايرانيان با دانش ستاره شناسي دست کم در 5000 تا 6000 سال پيش است.
«نابوريما نو» اختر شناس دوره هخامنشي، کتيبه معروف کمبوجيه 400 را در رصد ماه، مشتري، زحل و مريخ همچنين ناهيد، کيوان و بهرام از خود به يادگار گذاشته است. در متن آن رصد دقيق ماه، سياره‌ها و محاسبه‌هاي مزبور و طلوع و غروب آنها بدقت نوشته شده است.
در واقع اين فراست و آگاهي دانشمندان زمان پادشاهي هخامنشيان بود (2500 سال پيش) که زمينه سفر دانشمند مشهور يوناني «فيثاغورث»‌را به ايران براي کسب اين دانش فراهم کرد. کشف بشقاب برنزي لرستان با نقوش صور فلکي آسمان و ستاره شناسي متعلق به سه هزار سال پيش وجود سه بناي هم زمان براي شناخت ستاره‌ها، فضا و تقويم در 400 ق.م در ايران زمين، نشان دهنده پيشرفت اين دانش و توجه ايرانيان در کار شناخت فضاي پيرامون خود بوده است:‌
- رصد خانه تخت جمشيد (نشان سنگ) در يکي از تالارهاي خاوري – باختري (تالار تخت، شورا يا سه دروازه در کاخ مرکزي) براي تعيين دقيق طلوع خورشيد، تعيين اولين روز سال خورشيدي (نوروز) و محلي که پرتوهاي خورشيد در آغاز بهار و پاييز از آنجا مي‌تابد. در 518 ق.م
- رصد خانه باستاني خوارزم (قلعه گله داران) در جنوب درياچه آرال و کشف شمارگر ستاره شناسي (اسطرلاب) خوارزمي
- کاخ کلالي گر Kalaliger بنائي شبيه بناي تخت جمشيد ولي کوچکتر در نزديکي نساء کهن (نزديک عشق آباد) ترکمنستان
با کشف اسطرلاب خوارزمي، روشن مي‌شود نخستين اسطرلاب در يونان و مصر و بدست بطليموس‌ها ساخته نشده است! هر چند که در نوشته‌هاي ايراني آمده است که کهن ترين اسطرلاب از آن کيخسرو (فرزند سياوش) و از سفال بوده است.
درباره جغرافياي اساطيري جهان در ادبيات پهلوي، کتاب بندهش، گزيده‌هاي زاد اسپرم و مينوي خرد اشاراتي رفته است. بر اين اساس، زمين را هفت اقليم يا کشور است، پاره‌اي که به اندازه همه شش پاره ديگر است در ميان و شش پاره دگر در اطراف آن است. خونيرث در مرکز جهان و ايران ويچ در مرکز خونيرث، نمادي از مرکز آفرينش و هستي بعدها علم به جغرافياي رياضي و محاسبات دقيق اختر شناسان، در ميان بودن ايران را نشان داد.
هزاران سال پيش، قبل از آنکه اثري از تمدن و فرهنگ در جهان غرب باشد، نياکان آريايي ما که در امر ستاره شناسي، نجوم و جغرافيا دست داشتند، رصدخانه‌اي را در سيستان بنا کردند و اين سرزمين را (نيمروز) خواندند. بناي رصدخانه در سيستان، بر اساس محاسباتي دقيق صورت گرفت که نشان مي‌داد، زمانيکه خورشيد در شرق و غرب جهان در شرف طلوع و غروب است، در سيستان نيمروز (ميانه روز) يا ظهر است.
سيستان، سرزميني که بنام سکنه بومي آن يعني سکاها، سکستان و در طول تاريخ سيستان ناميده شده است، يکي از کانونهاي اصلي و مهم کيش زرتشتي بوده است. در اوستا از اين سرزمين به نام «هئتومنت» يعني دارنده آب ياد شده است.

«يازدهمين سرزمين و کشور نيکي که من‌، اهورا مزدا»
آفريدم، هئتومنت رايومند فره مند بود.
«هئتومنت» «هئتومند» «هيرمند» به رودي اطلاق مي‌شود که از کوههاي هندوکش در افغانستان سرچشمه مي‌گيرد و دشت وسيعي را در جنوب شرق ايران يعني «سيستان»‌ مشروب مي‌کند. سيستان زماني يکي از حاصلخيزترين سرزمينهاي فلات ايران و انبار غله آسيا بود.
پيشينه سيستان با واژه‌هاي زاول، زابل، زابلستان نيمروز و زرنگ، نشان مي‌دهد اين سرزمين از گذشته‌هاي دور با زمان در ارتباط بوده و پيوند عميقي با نجوم و بويژه با گاهشماري ايراني داشته است.
زرتشت پيامبر در 1767 ق.م نخستين رصد خانه جهان را در سيستان بنا نهاد. اين رصدخانه در 45 کيلومتري جنوب شهر سوخته در بزرگترين تپه مسکوني آسياي غربي قرار دارد. زرتشت نام اين رصد خانه را (جاودان کت) گذاشت که بعدها بنام (بهشت کنگ) يا (کنگ دژ)‌ مشهور شد و تازيان آنرا (قبه الارض) ناميدند. کاوشهاي شهر سوخته قدمت آنرا به 3800 تا 5200 سال پيش مي‌رساند. در فاصله چند کيلومتري اين شهر محلي است به نام (کرکوي) که در آنجا يکي از بزرگترين آتشکده‌هاي زمان پيشداديان تا اواخر ساسانيان و حتي مدتي پس از استيلاي تازيان قرار داشته است. رصدخانه در عرض 5/33 درجه، در وسط شرق و غرب جهان قديم بنا شد، تا رصدخانه درست در وسط آبادي جهان قرار گيرد.
يکي از افتخارات علمي نجومي ايرانيان در آن زمان، انتخاب خط نيمروزي بوده است، زيرا نيمروز (سيستان) بر روي نصف النهاري قرار گرفته است که جهان قديم (آسيا، اروپا و آفريقا) را دقيقاً نصف مي‌کند، يعني درست هنگامي که خورشيد در نيمروز است، در تمام ممالک آسيايي روز است و اين نشان مي‌دهد که علم جغرافيا در آن زمان بدان حد رسيده بود که سراسر دنياي مسکون را سنجيده باشد و مرکز آنرا در ايران و مشخصا در سيستان برگزيده است، بعدها از روي واژه نيمروز نصف النهار ترجمه و در علم جغرافيا بکار برده شد.
خط نيمروزي که از سيستان مي‌گذرد فاصله‌اش از دو ساحل شرقي و غربي خشکي جهان يعني جزاير کوريل در شمال ژاپن در اقيانوس آرام (آخرين ناحيه مسکوني شرقي) و جزاير آزور در اقيانوس اطلس (آخرين ناحيه مسکوني غربي) با هم برابر، هر کدام 90 درجه است، لذا زمانيکه خورشيد در سيستان بميانه آسمان مي‌رسد سراسر جهان در روشنايي روز است. در شرق جهان خورشيد در حال غروب در غرب جهان در حال طلوع است، تعيين عرض 5/33 درجه براي رصد خانه براي اين بود که تا عرض 67 درجه شمالي روي کره زمين آباداني است و براي آنکه رصد خانه درست در وسط آباداني جهان قرار گيرد اين عرض در نظر گرفته شد، در واقع مدار صفر درجه و مبدا خط «نيمروز» يا نصف النهار واقعي جهان از قديم الايام سيستان بوده است و از دوران باستان دانشمندان طول جغرافيايي شهرها را بر پايه آن محاسبه مي‌کرده‌اند.
در يکصد سال گذشته نصف النهار مبدا همراه با مرکز قدرت جهاني جابه‌جا شده است، ابتدا به جزاير آزور بعدها به پاريس و در سال 1912 ميلادي (1304 شمسي)‌با اعمال نفوذ انگليس و حمايت امريکا، بدون هيچ دليل قابل پذيرش جغرافيايي و علمي به شهرک گرينويچ در حومه لندن برده شد. در حالي که ايران در ميان گاه جغرافيايي جهان قرار دارد و مبدا بودنش براي تعيين روز و شب در ساير نقاط جهان هم از نظر علمي و هم از نظر جغرافيايي صحيح است.
در چهارمين کنگره بين المللي جغرافي دانان جهان اسلام در دانشگاه زاهدان در فروردين 1389 پيشنهاد شد، اين مبدا جغرافيايي جهان و رصد خانه نيمروز در ميراث ملي و سپس در ميراث جهاني ثبت و خط بين المللي زمان با ساعت 12 نيمروز سيستان منطبق شود. در اين کنگره بين المللي دکتر ايرج افشار سيستاني با تاکيد بر اينکه ايران نخستين خاستگاه رصد خانه نجومي در جهان است خواستار پيگيري جدي براي ساخت يک رصد خانه ملي شد.

مهرانگيزحاتمي
کارشناس خبر، مدرس و راهنماي گردشگري
Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


Iran
Heart of the World

A brief look at growth of human thought along with the knowledge on the earth and sky during past ages illustrates the major and determining contribution of Iranians as to progress of such sciences.
Ancient texts such as Rigveda , ancient Iran (Avesta), middle Iran (Pahlavi) and Shahnameh of Toos prominent figure, Ferdousi, all suggest the knowledge of Iranians regarding globular shape , layered structure and molten inner part of the earth as well as break up of its crust and its mineralization during past 4000 years. This claim was proved in 19 and 20 centuries in Europe and America. Knowledge as to the effect of moon gravity on animals, plants, sea tide , and wind power (gas) as the main causes of earthquakes, were just named under the name of Aristotle 2000 years later in western texts.
Knowledge and characteristics of underground waters and construction of canals with 6-7 thousand year history, recognition of movement rules of the earth, moon, planets and other celestial phenomena such as moon and sun eclipses and prediction of them, the earth’s rotation and movement have been among results of Iranian knowledge for the world as to sciences of the earth and the sky. In prehistoric potteries, from Tal Bakoon, Shush, Mousiyan, Tepe Kia and Tepe Sialk, a lot of astronomical symbols significantly analogous to known constellations have been identified and this suggests the knowledge of Iranian regarding astrology in at least 5000 to 6000 years ago.
Astronomer of Achaemenid period, Nabourimano, has left famous epigraph of Cambyses on observing the moon, Jupiter and mars as well as Venus and Saturn. In this epigraph, exact observation of the moon, planets and aforesaid calculations as well as sunset and sunrise have been written carefully.
In fact, such knowledge of scientists at the time of Achaemenid Dynasty (2500 years ago), made grounds for travel of Pythagoras, Greek scientist to Iran to gain such knowledge. Discovery of Bronze Plate of Lorestan carrying images of celestial bodies and astrology of 3000 years ago suggesting the existence of three spontaneous structures to get to know stars, space and calendar in 400 A.D. in Iran, illustrates enhancement of such knowledge and the attention Iranians paid to getting to know their surrounding space:
- Takhte Jamshid observatory (Neshane Sang) in one of the eastern-western halls (Takht or Three Gate Hall in central palace) for extract determination of sunrise, the first day of solar years (Norouz) and place where sun rays radiate at the beginning of spring and autumn In 518 A.D.
- Ancient Kharazm observatory (Galle Daran Fort) in the south part of Aral Sea and discovery of Astrolabe of Kharazmi.
- Kalaliger palace, a structure analogous to Takhte Jamshid but smaller, near Nesa Kohan (near Ishq Abad) in Turkmenistan.
After discovery of Kharzami astrolabe it became clear that the first astrolabe has not been created in Greece and Egypt and not by Ptolemy, although in Iranian texts, the most ancient astrolabe has been introduced as belonging to Key Khosro (son of Siavash) and made of clay.
In Pahlavi literature, Bundahishn and parts of Zadesperm and Minuye Kherad, there have been remarks as to the world mythical geography. Accordingly, the earth has seven climates or country; a part the same size as all the other six is in between and six other parts are in its surroundings. Khuniras at the center of the world and Iranvich at the center of Khuniras are symbols of center of creation. Later, knowledge of the earth, geography and exact calculations proved middle location of Iran.
Thousands of years ago, before emergence of civilization and culture in western world , our Aryan ancestors who were specialized at astrology and geography, built an observatory in Sistan and called this land, Nimruz (half day). According to exact calculations, the building of the observatory in Sistan shows that when sun is about to rise and set in east and west part of the world, in Sistan, it is half day or noon.
As a land which has been named after its native residents (that is Sakaha) as Sakestan and has been changed into Sistan over time, Sistan is a major center of Zoroastrian religion. In Avesta, this land has been referred to as Hetoment, meaning the owner of water.
“The eleventh land and goodness country which I, Ahura Mazda, created is glorious Hetomant”
Hetomant, Hetomand or Hirmand refers to a river flowing down Hindu Kush in Afghanistan and feed a vast plain in south east of Iran, Sistan. Sistan, Once was one of the most fertile lands in Iranian plateau and Asia’s barn.
Sistan history with words such as Zavol, Zabol, Zabolestan Nimrooz and Zerang shows that this land has been related to time and has had a powerful bond with astronomy and especially with the Iranian calendar.
Zarathustra constructed the first observatory of the world in Sistan in1767 A.D. This observatory is located on the biggest residential hill in 45 kilometer south Shahre Sukhte. Zarathustra called it Javedan Kat. This name was changed into Beheshte Gang or Gang Dej and later, Arabs called it Ghobat-al- Arz. Explorations in Shahre Sukhteh date it back to 3800 to 5200 years ago. A few kilometers away from this city, Karkuy which contains one of the biggest fire temple of Pishdadian to late Sasanid and even a while after domination of Arabs, is located. This observatory was built in 33.5° latitude in the middle of west and east part of the old world to be positioned just in the middle of the inhabitable part of the world.
One of the scientific-astronomical honors of Iranians at that time was choosing half day line because Nimruz (Sistan) is located on a meridian which halves old world (Asia, Europe and Africa). That is just when sun is in Nimruz, it is day in all Asian countries and this shows that geography at the time was so progressed that could measure the whole residential world and has chosen its center in Iran and especially Sistan. Later, using the word Nimruz, meridian was translated and used in geography.
Half day line which passes Sistan has an equal distance from two eastern and western beaches of the world. That is Kuril Islands in north japan in the Pacific Ocean (last residential region of the east) and Azores islands in Atlantic Ocean (last residential region of the west) and each one is 90 degrees. Therefore, when sun reaches to the middle of the sky in Sistan, all the world is experiencing sunrise. Determination of the latitude of observatory equal to 33/5 was since up to 67 degrees north latitude on the earth is residential and such latitude is necessary for the observatory to become positioned just in the middle of the world. In fact, zero degree orbit and origin of Nimruz (half day) line or real meridian of the world, has been Sistan since old days and from this ancient time, scientists calculated geography of cities based on this line.
During past hundred years, prime meridian has always been displaced along with the world’s power center. First, to Azores Islands and then to Paris and in 1912 (1304 solar year) following influence of England and support of the USA, with no reason acceptable geographically and scientifically, it was changed into Greenwich city in the suburbs of London. That is while Iran is located at the middle part of geographical place of the world and it being the origin for determination of day and night in other parts of the world are all scientifically and geographically true.
In fourteenth international congress of geographers of the Islam world in Zahedan university which was held in April 2000, it was suggested that this geographical origin of the world and Nimruz observatory become a part of national legacy and then become registered with the world legacy and international line of time become adjusted to hour 12 of half day in Sistan. In this international congress, Dr. Iraj Afshar Sistani asked for serious follow up of construction of a national observatory, emphasizing on the point that Iran is the first origin of astronomical observatory in the world

 

 

You have no rights to post comments