استاد اصغر جوهری

استاد اصغر جوهری - نقاش معاصر

 

اصغر جوهری، هنرمند برجسته کشور:
جاودانگی جلوه های احساس با طرح و رنگ


اصغر جوهری در بیست و هفتم دی ماه سال 1340 خورشیدی از پدر و مادر آذربایجانی در تهران چشم به جهان گشوده و پس از اتمام تحصیلات متوسطه از 1356 خورشیدی به صورت حرفه ای هنر نقاشی را آغاز کرده است. اصغر جوهری با برگزاری نمایشگاه انفرادی و شرکت در نمایشگاه گروهی تهران- اردبیل آثار خود را در سبک رئالیسم در معرض دید عموم قرار داده است.
سبک رئالیسم توجه جوهری را به خود جلب نموده و با علاقه ای وافر به کشیدن تصویر گوشه هایی از زندگی مردم عشایر، زندگی چادرنشینی و کوچ فصلی آنها پرداخته است. ایشان در محضر اساتیدی چون شادروان مسعود بهنام و روئین پاکباز تجربه کسب کرده است.

س - در آثار نقاشی شما عناصر شعور و احساس با واقعیت عینی عجین شده است، آیا سامانه معنا و مفهوم آن از لحاظ محتوا بیانگر شبیه نمایی از طبیعت، اشیاء و چهره انسانها است؟
ج- قصد من از ثبت صورت های عینی و تجسم بصری در سطح بوم، انعکاس ترکیباتی است از عناصر تا واقع بینانه بازنمایی شود البته در تکاپوی معنا با سوژه های نقاشی زندگی می کنم تا لطافت حسی رنگها را لمس کنم و از طریق یکپارچگی و همزیستی عناصر ترکیبی در تابلوها به طرز بسیار دقیقی واقعیت را نشان دهم.

س - آیا در آثار نقاشی شما درونمایه عشق با واقعگرایی بیانگر احساس هنری است؟
ج- آثار من از لحاظ واقع بینی متأثر از دو جریان شکل گرفته است که عبارتند از خودکاری محض احساسات درونی و نگرش واقعگرایانه به پیرامون است. بنابراین دلبستگی من به پدیده عشق از لحاظ پدیدار شناسی هنری که در آثارم دیده می شود منجر به آفرینندگی زیبایی شده است.

س- با توجه به آموزه های فلسفی مکتب هگل که سه شکل متفاوتی از زیبایی (زیبایی در واقعیت یا در طبیعت، زیبایی در تخیل و زیبایی در هنر) بیان می شود، زیبایی را در آثارتان چگونه بیان می کنید؟
ج-رابطه زیبایی در هنر با رابطه زیبایی در واقعیت یا در طبیعت کاملا متفاوت است. نخستین مسئله اساسی در خصوص رابطه زیبایی در واقعیت با زیبایی در هنر این است که زیبایی از لحاظ نگاه تخیلی و عینی در واقعیت حاوی نقص هایی است که به نقاشی آسیب می رساند، بنابراین هنرمند آن را اصلاح می کند تا شکل عینی وجود زیبایی نمایان شود.

س - آیا پدید آوردن آثار نقاشی شما تابع زمان خاصی است؟
ج- جاودانگی جلوه های احساس در طرح و رنگ که در قالب تابلو بیان می شود تابع زمان مشخصی نیست احساسم ناشی از همزیستی ذهن با طبیعت است.

س - با توجه به اینکه شما در آثارتان از طبیعت بکر و زیبای اردبیل الهام گرفته اید و توانسته اید پرده های زیبای نقاشی بیافرینید توانسته اید وزش باد را در سرزمین مادری خود، آنگونه حس کنید که دیگران نمی کنند؟
ج- احساس می کنم در سرزمین مادری ام که سال های زیادی از آن دور مانده ام و فاصله آن در امتداد زمان عمرم گم شده است باد چه بی صدا می وزد.

س - آثار شما از طبیعت و سیمای مردم عشایر و روستایی ایران ریشه گرفته است می توان گفت در بیان تصویری نگاه واقع بینانه دارید که همراه با آمیزه ای از حس هوشیارانه و آگاهانه است، علت آن چیست؟
ج- این حس ریشه در تبار من دارد که متعلق به آذربایجان است هر چند بزرگ شده تهران هستم ولی همواره حال و هوای زندگی چهره آدم های روستایی و عشایری در ذهنم باقی مانده است و گرایش من به سبک رئالیسم به عوامل مختلفی بستگی دارد که قوی ترین آن پاسخ به دغدغه های درونی ام همراه با تپش حسی است که با وزش باد تنظیم می شود آن هم از سوی سرزمین مادری ام، به طوری که با سپری شدن چندین دهه اقامت در تهران هنوز حسی با ریشه روستایی دارم و نگاه واقع بینانه من نسبت به پدیده های طبیعی و چشم انداز افق روستاها و مناطق عشایری کشور الهام بخش باورهای ذهنی است که در نظام اعتقادی من نهادینه شده است.

س - حس رنگ شناسی در طبیعت، تابلوی تک چهره و پیکره نقاشی در آثارتان از ظرافت و لطافت خوبی برخوردار است. این کار وفاداری شما را به اصول عالی هنر نقاشی در سبک رئالیسم نشان می دهد که در جستجوی آفرینش شکل زیبا گام برمی دارید و گرایش کاملا رئالیستی دارید، در آثارتان زنان در بستر رودخانه لباس و ظروف می شویند و یا زنان و دختران روستایی با گاری علوفه از جاده ای عبور می کنند و در آنسوی تک چهره های زن روستایی ترک (قشقایی- آذری) صراحت بیان را به بیینده القا می کند تا طعم، رنگ و بوی سفر شما را به قلب زندگی روستایی بچشد، انگیزه شما در نشان دادن روحیه شاد، حسرت و فقر عشایر و روستاییان چیست؟
ج- علائم و نشانه های قابل درک مضمون در آثارم در رابطه با مردان و زنان عشایری و روستایی کشور در هنر نقاشی این است که در آثارم برای رسیدن به زیبایی مطلوب به رؤیاهای شورانگیز نیاز نداشته باشم و برای نشان دادن زیبایی ها احساس، طراحی پیکر، اندام چهره مردان و زنان روستایی به سفر نیاز دارم تا از نزدیک زندگی آنها را مشاهده کنم تا آن را واقع بینانه ترسیم کنم به طوری که از لحاظ حس پردازی این جنبه از هنر نقاشی را در گوشه هایی از زندگی آنان می بیند که شکل مثلثی از رابطه نقاش، سوژه و مخاطب را پدید آورده است.

س - آثار شما از تنوع مضمونی برخوردار است و طبیعت زنده چهره مردمان عشایر و روستاهای کشور در آن حس می شود که به صورتی لطیف و روشن به دنیای نقاشی آورده شده است. چه انگیزه ای باعث شده که در مضمون سوژه آثارتان از آنها استفاده نمایید و در کنار آن تا طبیعت بکر و زیبای اردبیل در قلمرو آذربایجان نیز نشان داده شود؟
ج- به لحاظ اینکه ریشه آذربایجانی دارم علاقه مند هستم به آن توجه داشته باشم تا آثار متنوعی از طبیعت، مشاهیر، شخصیت های ادبی و سیمای مردمان عشایری و روستایی آن بیافرینم البته کارهایی انجام داده ام که کافی نیست. طبیعت بکر و کوه سبلان با چشم انداز زیبایی ها و قامت استوارش و یا زمانیکه از مناطق ییلاقی ایل شاهسون عبور می کنم تحت تأثیر کوچ و جاذبه های آن قرار میگیرم. البته در کنار آن سرزمین مادری بودن نیز بی تأثیر نیست و همواره احساس می کنم در سرزمین مادری ام باد چه بی صدا می وزد. علاقه و دلبستگی شدید عاطفی به پدیده کوچ عشایر و نحوه زندگی آنها باعث گردیده چنین اتفاقی در آثارم پدید آید.

س - اگر دید بصری شما را با آمیزه ای از زیبایی شناختی در نظر بگیریم در پدید آوردن آثارتان چه اتفاقی رخ می دهد؟
ج- از لحاظ نقد زیباشناختی در زاویه دید من حساسیت عمیقی نهفته است که ناشی از القای رنگ ها با خطوط و نقطه ها است که در برگیرنده طراحی پرده ها است و هیچ وقت فرم زیبایی ها از لحاظ حس پردازی و ترکیب بندی رنگ، گریز از واقعیت نبوده است.
از لحاظ زیباشناختی دوست ندارم حالت ها، نگاه ها، روابط بین اشیاء، انسان ها به طور کلی نمایش صحنه و ترکیب بندی ساختگی باشد. در چهره انسان ها، ساختمان ظاهری طبیعت چیزهایی وجود دارد که تشکیل دهنده حس زیباشناختی است و ریشه واقع گرایی دارد که در عمق احساس من نهفته است.

س - چشم نقاش یگانه داور حقیقت است که به بازنمایی آن می پردازد و چنین تلقی می شود که عبور نقاشی از دنیای گذرا نشانه ای از واقعیت ها است که در فرا روی دید هنرمندانه او قرار گرفته است به نظر شما واقعیت همان برداشت عینی است که در تابلو ثبت می شود؟
ج- ثبت واقعیت در آثارم بر اساس همان عینیتی است که در ثبت واقعیت در چهارچوب و اصول طراحی بازنمایی عینی و دید واقعگرایی شکل گرفته است و سعی نمی کنم از واقعیت بیرونی فاصله بگیرم به لحاظ اینکه نگاه واقعگرایی دارم طرز تلقی من از واقعیت بیرونی جانبدارانه و احساساتی نیست و به عنوان ناظر بی طرف واقعیت را همانگونه که هست به تصویر می کشم و با روش رئالیستی جهان عینی را تفسیر می کنم و با عبور از بازنمایی عینی اشیاء، طبیعت و پدیده ها سعی می کنم در وضعیت روانی آدم ها و حالات چهره آن ها عموما چهره های غمگین واقعیت را مدنظر قرار دهم و در قالب ترکیبی صحیح، دقیق و سنجیده آن را ثبت نمایم و در طرز بیان موضوع، انگیزه های زیباشناختی و طرح ها، شکل های رنگی، در ساختمان پرده با زبان نقاشی شرح دهم.

You have no rights to post comments